تبليغاتX
پیغامی از آب
ای کاش آب نخواسته بودم!

***

شهادت اعتراض سرخی است به حاکمیت سیاه.

(دکترشریعتی)

بهناز-KL

+ نوشته شده توسط بهناز در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 8:0 |
یکی از تئوری هایی که مطرح است برای حل رکود اقتصادی در جهان ایجاد یک جنگ تمام عیار است.با

 افروختن جنگ سلاح ها فروخته میشود و بازار اقتصادی رونق میگیرد.ولی فقط این نیست.با رفتن به

جنگ کسانی که به دلیل رکود اقتصادی از کار بیکار شده اند امکان دارد باز نگردند و دیگر نیازی به کار

بیمه بیکاری ووو نخواهند داشت.و سرمایه دارن این امکان را خواهند داشت که به استعمار نوین خود

ادامه دهند.قضایای اخیر هند و پاکستان.

و اکنون مرزی فراتر.نمیدانم کی و کجا دنیا میخواهد ببیند ...

جناب آقای اباما رئیس جمهور جدید آمریکا گفته: اگر کسی هر شب به خانه ام که دو دختر کوچکم در آن خوابیده اند راکت بزند منهم کاری خواهم کرد!

جناب اباما حتی اگر خانه شما غصبی باشد!

آن زمین ، آن خاک ، "چهارراه دنیاست".چه جایی چه جایی ...

اللهم عجل لولیک الفرج

بهناز-KL

+ نوشته شده توسط بهناز در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 14:32 |
" آدمی شاگرد و درد استاد اوست"

چقدر زیبا تصویر تاریخ را رقم زدی پروردگار من.

بهناز-KL

+ نوشته شده توسط بهناز در دوشنبه نهم دی 1387 و ساعت 5:32 |
گاهی که فکر میکنم بیمار شدن هم خیلی دور از فایده نیست.اول از همه آدم قدر سلامتی شو میدونه و خدا رو هزار بار شکر میکنه که چنین نعمتی رو بهش داده و انشاالله همیشه در همون زمان سلامتی حمد خدا به جا بیاریم.

و دوم اینکه در زمان بیماری کارهایی که در شرایط عادی نمیشه با توجه به فشردگی و اولویتهای زندگی بهشون پرداخت میشه انجام داد مثل فیلم دیدن!

دیشب فیلم " بوی پیراهن یوسف " رو برای چندمین بار دیدم.و خواستم با آقای حاتمی کیا درددل کنم.

آقای حاتمی کیا نسل من در دوران جنگ یا خیلی کوچک بوده و یا اصلاْ به دنیا نیومده بودن.ما نیاز داریم کسی با مهارت و قوت هر چه تمام تر برای ما آن دوران رو به نمایش درآورد.آقای حاتمی کیا من فیلم دعوت شما رو دیدم کار خوبی بود ولی خواهش میکنم بازهم از دفاع مقدس فیلم بسازید.بازهم صادقانه از دیدگاههای آن بزرگان و از مشکلات بعدی بوجود آمده بگویید.از کسانی که یک شبه ره صد ساله رفتند.ما تشنه حقیقتیم.حقیقتی ناب که نسل من به آن احتیاج دارد.آقای حاتمی کیا زیباترین چیزی که از آزادی آزادگان به یاد میاورم مشق خطی بود که استادم همان روز به ما داد " امروز همان فردایی است که دیروز در انتظارش بودیم. " و شما با بوی پیراهن یوسف به زیبایی آن را تصویر کردید.ما را تشنه در این برهوت بی حقیقتی و عدم صداقت رها مکنید.باور کنید اگر به ما دنیای سرشار از حقیقت و صداقت بدهند با تمام وجودمان آن را نیوش میکنیم.

ای کاش حرفهایم را میشنیدید...

بهناز-KL

+ نوشته شده توسط بهناز در چهارشنبه چهارم دی 1387 و ساعت 14:36 |
به سبک هر سال شب یلداست و تفالی به دیوان حافظ شیرازی :

هرنکته ای   که گفتم   در وصف  آن شمائل             هرکه   شنید  گفتا لله   درّ قائل

تحصیل   عشق و رندی     آسان نمود  اول                آخربسوخت جانم درکسب این فضائل

حلاّج    بر سر دار این نکته    خوش سراید                ازشافعی   نپرسند امثال   این مسائل

گفتم که  کی ببخشی    بر جان     ناتوانم                 گفت که آنزمان که نبود جان در میانه حائل

دل داده ام به یاری شوخی کشی     نگاری                مرضیة  السجایا  محمود‌ة   الخصائل

در عین گوشه گیری بودم چو چشم مستت               واکنون شدم بمستان چو ابروی تو مائل

از آب دیده    صد ره     توفان نوح      دیدم                 وزلوح سینه نقشت هرگز نگشت زائل

ایدوست دست حافظ  تعویذ چشم زخم است            یارب   ببینم آن را    در گردنت  حمائل

بهناز-KL

 

+ نوشته شده توسط بهناز در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 6:13 |