از تصاو یر ماندگار دوران کودکیم گرگ و میش یک روز پاییزی است که پشت درهای بیمارستان انتظار فرشته کوچکی را میکشیدم.
و اکنون شب میلاد مولایم امام رئوف آغازی است دوباره در زندگی تو.
خواهرم دلم میخواهد آسمان ، آسمان ستاره و زمین ، زمین دانه های خاک صلوات ، نذر خوشبختی ات کنم. چرا که میگویند صلوات دعای است مستجاب شده و در کنار آن هر دعایی مستجاب است.
گرمای دوست داشتنی محبتت را بارها و بارها احساس کرده ام.دغدغه هایت و درایت نهفته در نکته سنجی هایت. سپاسگزارم اول از خدای بی همتا به خاطر نعمت وجودت و دوم از تو به خاطر همه عشق سرشاری که در تمامی این سالها به ما دادی.
جانماز عشقت سالهاست که روشنایی بخش مأمن مشترک ماست در خانه پدری.بگذار خواهرانه غزل دلم را بدرقه راهت کنم.
خواهرم در لحظه لحظه زندگی خدا را همیشه فریاد کن ، در لحظه های مالامال از عشق در لحظه های استیصال و در لحظه های آزمونهای الهی. چرا که او همیشه حی و قیوم است.
همیشه به یاد داشته باش که زکات خوشبختی ات دعای خیر برای دیگران باشد برای کسانی که غم زندگی پشتشان را دو تا کرده ولی سکوت عشق نهفته شان لبخند رضایت بر لب فرشتگان آورده است.
عز یز دلم وصل به معنای آغاز است به معنای پایه گذاردن ساختمان زیبایی است که آجر آجر آن با ایمان ، صبر ، عشق و درایت بالا میرود.
صبور باش ، صبور باش ، صبور باش که ان الله مع الصابرین.
خواهرم خوشبختی تو و خوشبختی هم پروازت از هم جدا نیست.پس تلاش کن تا خوشبخت باشی و خوشبخت نمایی.
همدم من چو سرو آزاده باش که آزادگی میراث ایرانیان است.
خواهرم نه زیبایی ماندگار است و نه رفاه مادی بکوش تا ثروتی داشته باشی که پایندگی اش فلک را به کرنش وا دارد.
همیشه زنده باش و روان. زندگی باش و زندگی بیآفرین که نسلی از فرشتگان از شما به انتظار میرود.
عزیز دلم وسیع باش و مهربان. که نگاهبان مهر جز به دوست داشتن و دوست داشته شدن فکر نمیکند.
عزیزم مادر و پدرمان زندگیشان را به پای ما ریخته اند با هر لبخند ما لحظه ها جوان تر میشوند و با هر نگاه غمگین ما سالها پیر. همیشه لبخند بزن.
خواهرم بدان که همیشه اینجا کسی هست که هزار بار بیشتر از خودت از شادی و شادکامی ات شاد میشود و هزاران بار از غمگین نگاهت غمگین. شادیهایت را از دور نظاره گر خواهم بود ولی همیشه بر عشق خواهریم برای غمهایت از نزدیک حساب کن.
با تمام وجودم آرزوی سعاد تتان را در پناه خدا دارم.
بهناز-KL
+ نوشته شده توسط بهناز در جمعه هفدهم آبان 1387 و ساعت
7:30 |