ایمانی قلبی به وحدانیت خداوند.آزموده شدن به امتحانهای سخت زندگی. و اینک رو به آسمان می پرسد چرا؟چرا من؟کاسه صبرم لبریز شده است.این دنیای خاکی نه جای امن و آرامش است که جای دل دادن به اوست.دلداده را چه جای چند و چون از دلدار.پس بیا و دلت را به آبی دریایش بسپار که رونده بسیار است. دوباره برق چشمانت را میخواهم که آرامش یا من اسمه دوا و ذکره شفا را با من تقسیم کند.
اپیزود دو
سختی راه را به جان خرید. شب زنده داری ها. با آرزوهای بزرگ.میخواست تربیت کند انسانهای فردا را. رهرو باش که راه بسیار نزدیک است. بگذار ایمان به هدف در جای جای وجودت رخنه کند که مومن را نه یارای ایستادن است.پس برخیز و دوباره با تمام وجود پیش برو.برخیز که "تا شقایق هست زندگی باید کرد."
بهناز-KL

