مولای من ، پیام رسان کدام دیار خواهم بود در نسیم تقدیرت؟
***
عشق را میتوان با تمامی مست واژه ها معنی کرد ، اگر تو ساقی باشی.
بهناز-KL
مولای من ، پیام رسان کدام دیار خواهم بود در نسیم تقدیرت؟
***
عشق را میتوان با تمامی مست واژه ها معنی کرد ، اگر تو ساقی باشی.
بهناز-KL
" ای غزل غزلهای بی انتها میدانم که یک روز میایی."
مولای من ، نه آنم که خود را شیعه شما نامم.نه آنم که چونان انصار واقعی شما تسلیم حق باشم.نه
آنم که مفهوم انتظار را در یابم ولی مولای من میدانم که یک روز میایید و این بیداد سرا را با داد خود
سرشار میکنید.مولای من دنیا سرزمین انتظار است.بیایید که انتظار را پایانی باشد.
مولای من ، عشق بر فراز بام خانه دوست انتظار " انا المهدی " می کشد.
ای غزل غزلهای بی انتها ...
بهناز-KL
پی نوشت :
"نشان گرفته دلم را کمان ابروی ماهی خدای را که مبادا دل از نشانه بیوفتد"
***
"خیال کن که غزالم بیا و ضامن من شو بیا که آتش صیاد از زبانه بیوفتد"
از اینجا همه چیز کوچک است.تمامی آنچه وقتی در آن میانیم و هدف تلاشهایمان هستند ، بزرگ و خیره کننده به نظر میرسد. و از اینجا میتوان فهمید چقدر فرق میکند وقتی درون چیزی باشی و به آن فکر کنی و وقتی از بیرون به آن نگاه کنی.ای کاش کوچکی اش را میفهمیدم.
یکی از زیباییها و جذابیت های مالزی برای من باران است.بارانی که میبارد و انگار وجودم با آن آبیاری میشود .چند هفته بود که دلم برای باران تنگ شده بود و آمدنش را انتظار میکشیدم و خدایا نعمتت را از ما دریغ مکن که بی تو رحمت معنایی ندارد یا ارحم الراحمین.
و امروز این باران را دیدم از نزدیک و همراه رعد برای آمدنش ذوق زده شدم.دیدم چگونه آغاز میشود، می بارد ، با برق همنوا میشود و به زیبایی عشق ، فرشته ها دسته دسته آمین گویان هبوط میکنند که زمینیان را در یابند.
و اکنون همه چیز آرام و پاک است.الحمدالله.
بهناز-KL
چقدر ما انسانها کم صبریم. که به حق پاداشی است بر تمامی صبوری ها. و اینک او میرود به مرکز توحید ، میرود به سجده گاه ، میرود به تربت پاک بقیع و درب خانه زهرا و ...
ان الله مع الصابرین
چقدر دلم میخواست هردو ، لبیک گویان میرفتند.
و منی که در این برهوت تن ، هنوز لیاقت لبیک گفتن را ندارم. کی مولای من؟
بهناز-KL
فقط یک ماه تا مهمانی خدا مانده.خداوندا شوق این مهمانی را در دلهایمان سرشار گردان.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در زندگی همه ما بزنگاه هایی هست که میگه دستی به زانو بزن و بلند شو.
حرکت کن ، به جلو برو.مدتهاست نشسته ای.همیشه فاصله راکد و رکود خیلی کمه.چقدرقدر دونستن این لحظه ها زیباست .پس بسم الله. شروع کنیم؟ از همین لحظه ، دست منم بگیرید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خیلی وقتها به این حرف دکتر شریعتی فکر میکنم " بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه مینگری."
چقدر انسان بودن مسئولیت دارد.
بهناز-KL
عطر گل محمدی را به بعثت گذاشتند با کلام احد.
اقرا اقرا
اقرا باسم ربک الذی خلق * خلق الانسان من علق * اقرا و ربک الاکرم * الذی علم بالقلم ...
بزرگواری از حدیث قدسی میگفت : "همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خودم آفریدم."
چقدر دوریم و چقدر نزدیک.
بهناز-KL
پی نوشت: امروز از دوستی این جمله را دریافت کردم :
فقط آنهايي رنگين كمان را مي بينند
كه تا آخرين لحظه زير باران مي مانند
دلا دایم گدای کوی او باش
محبوب من هزار هزار سجده شکر برای تمامی محبتت که کران کران آرامش است. و چقدر دل میخواهد با تمام زیبایی آواهای بهشتی بگوید " الحمدالله " و رکوع عشق را تعظیم کنم که راضیم به رضای تو چرا که "من یتوکل علی الله فهو حسبه ".
و دلتنگی اگر هست ، دل نگرانی از باز نکردن در است ، که تو صاحبخانه ای و این خانه ، خانه توست.کفش هایم را در آورده ام و آنقدر می ایستم تا در را بازکنی.
***
میشنوی صدای رودخانه میاید ، روان آب است که اینگونه تسبیح میگوید. " سبحان الله " .پس آب باش روان روان.
والسلام
بهناز-KL
"معبودا به من ببخش کمال دلدادن بدرگاهت را و پرتو ده دیده دل مارا بتابش نظر خود تا بردَرد دیده های دل، پرده های نور را و برسد به سرچشمه عظمت و بگردد ارواح ما متصل به عزت قدست..."
***
ای خوب رخ که پرده نشینی و بی حجاب
ای صــد هـــزار جـلوه گـر و بـــاز در نـقـاب
با عـاقـلان بگـو که رخ یـار ظاهــر اسـت
کاوش بس است این همه در جستوجوی دوست
***
او هست با تمامی آوای فرشتگان آمین صبح رجب.
بهناز-KL