تبليغاتX
پیغامی از آب
سلام

اول از همه عذر خواهی و تشکر فراوان از همه دوستان که علیرغم کوتاهی من بدلیل مشغله زیاد ، در بازدید این رسم زیبای ایرانیان ، به این وب نوشته لطف دارند و مرا شرمنده میکنند. حضورتان و گرمی ایمان دلهایتان مرا وامیدارد که پیغام را بگذارم هرچند نه چندان نغز .

تنها دلیل بودن ما را وامیدارد که همیشه دغدغه  داشته باشیم و بپوییم و برویم هرچند با دستان خالی. آنقدر میکاویم تا در دستانمان ذره ایمانی بگذارند که همه از اوست و به او باز میگردد.

چه بسیارند انسانهایی که در این کره خاکی مشهورند و همگان آنها را میشناسند ولی در آنسوی این دنیای هیچ ، هیچکس آنها را نمیشناسد. نامشان و یادشان برای ساکنان آسمان نا آشناست. و چه بسیار انسانهایی که حتی به آنها نظری هم نمیشود ولی در آسمانها جایگاهی دارند.

چقدر زیباست با تو بودن.

".الهی هب لی کمال الانقطاع الیک..

خدایا به من نهایت بریدن از غیر تو و رسیدن به خود را عطا کن
 "

بهناز-KL

+ نوشته شده توسط بهناز در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت 15:29 |
 

اینجا بن بست است .جلوتر نمیتوانم بروم.مطمئنی! ندایی همیشه میگوید بار دیگر نگاه کن. همیشه انتهای کوچه باغ ، راهی پنهان است که تنها جوینده آن را میابد.

یکبار دیگر نگاه کن ، از کجا میدانی آن سوی بن بست دشت آزادگان نباشد. و تو میخواهی باز دست خالی به میان این کوچه های تنگ و دلتنگ برگردی.

یکبار دیگر نگاه کن، حتماْ راهی هست.چشمان عاشق دروغ نمیگوید.

یکبار دیگر نگاه کن، تاریک که بشود ماه را بهتر خواهی دید.

بهناز-KL

+ نوشته شده توسط بهناز در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 12:25 |
آید آن روز که خاک سر کویش باشم

عزیزی میگفت "باید بروم دنیایی در انتظار من است و مرا تحمل این انتظار نیست."چقدر شبیه است و

چقدر مرا یاد روزهای دور میاندازد.ایمان داشته باش ، رقم میزند آنکس که باید و آنچه را که باید.خیر

بخواه . زود و دیرش مهم نیست.گاهی میبینی " چقدر زود دیر میشود. " پیش از آنکه دیر شود زود به

سویش بیا.خورشید وجودت را تقدیم تمامی رحمانیتش کن.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وقار و بزرگواری ، عزت نفس و افتادگی و ورد زبانش "خداوندا مرا محتاج خلق مکن.که حسبی الرازق من

المرزوقین."

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چقدر جاده ها را دوست میدارم چرا که نشانی از رسیدن است.نه ، خداوندا جاده ها را دوست میدارم چرا که نشانی از رفتن است.

الهی ، ناتوانم و در راهم گردنه های سخت در پیش است و رهزن ها بسیار در کمین و بار گران بر دوش ،

یا هادی ، اهدنا الصراط المستقیم.

و میایم چرا که جاده بودنت را دوست میدارم.

بهناز-KL

+ نوشته شده توسط بهناز در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 20:15 |