تبليغاتX
پیغامی از آب
هواپیمای پرواز ایران ایر با بیش از ۳۰۰ مسافر ساعت ۳:۱۰ بامداد به وقت تهران به زمین نشست.

در مرز هوایی ایران همه گذر نامه به دست منتظر عبور از درب ورودی بودند. آقایی از مسافران شروع به شکایت کردند:

"چقدر آخه آدم رو معطل میکنند.داره تمام مشخصات فک و فامیلت رو با کامپیوتر چک میکنه که مبادا خلافی کرده باشند که یقه آدم رو بگیرن !!!! "

خانمی دیگر توی صف گفتند:

" مگه دفعه اولتون که دارید اینجا زندگی میکنید دیگه باید به این مسایل عادت کرده باشید !"

حالا این در حالی بود که کل عملکرد مامور مربوطه ۳ دقیقه بیشتر طول نمیکشید! ولی به دلیل تعداد نفرات زیاد ، مدت انتظار طولانی تر میشد.

حالا دیگه اطمینان پیدا کردم که اینجا ایرانه ، وطن عزیز ما

بهناز-تهران

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن. از تمامی دوستان به خاطر پیامهای سرشار از لطفشان سپاسگزارم.طاعات شما قبول و التماس دعا.

+ نوشته شده توسط بهناز در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 12:1 |
سلامی چو بوی خوش آشنایی

بهناز-تهران

+ نوشته شده توسط بهناز در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 16:56 |
از کلاسهای دوران مدرسه، تا هیاهو و رویای بزرگ شدن در دانشگاه ، در فراز و نشیب زندگی و در فضاهای غیر از وطنم.بودن او چونان سکانداری، عمیق ، قابل اعتماد و چه لیاقتی میخواهد هر لحظه و هر آن به یاد او بودن :

خوشا آنانکه الله یارشان بی بحمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنانکه دایم در نمازند بهشت جاودان بازارشان بی

چقدر دل میخواهد آگاهانه و نه به حرف بلکه به جان بگوید:

شب  تار و بیابان  پرورک   بی در این ره روشنایی کمترک بی
گر از دستت برآید پوست از تن بیفکن  تا که  بارت کمترک بی

در حالیکه بیشتر اوقات دور از بندگی واقعی و آنچه او میخواهد.ولی خودت گفتی هر بار توبه شکستی باز آی. پس هماره اگر تو بخواهی امیدی هست :

چرا دایم بخوابی ای دل   ای دل ز غم در اضطرابی ای دل  ای دل

بوره کنجی نشین شکر خدا کن

که شاید کام یابی ای دل ای دل

می آیم به نیایش به نماز ، به سفره افطار و به انتظار ربنا.می آیم به وطنم تا بار دیگر بانگ"اشهد ان علی ولی الله" بشنوم.می آیم به مهمانی خدا با یک دنیا التماس دعا.

بیا سوته دلان گردهم آئیم سخنها  واکریم   غم   وانمائیم
ترازو آوریم غمها  بسنجیم

هر آن سوته تریم وزنین تر آئیم

 

در پناه خدا و به امید دیدار

بهناز-KL

پی نوشت ۱.اشعار ناگفته ،مشخص است که از بابا طاهر میباشد.و تشکر ویژه از آیینه برای همراهی من بر سر مزار این عارف بزرگ.

پی نوشت ۲. آرزوی والاترین و ارزشمند ترین صبر و جایگاه رفیع معنوی برای سوته دل ارجمند ، نجوا.

پی نوشت ۳.تقاضای خواندن فاتحه برای تمامی عزیزانی که پرواز کرده اند.

پی نوشت۴. تقاضای خواندن آیه الکرسی برای گشایش و شادی تمامی آنهایی که غمی بر دلشان سنگینی میکند.

پی نوشت ۵. یا علی گفتیم و عشق آغاز شد.

 

+ نوشته شده توسط بهناز در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 و ساعت 19:26 |
مستان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند

مستی زجانت میکنند مستان سلامت میکنند

غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر

خورشید ربانی نگر مستان سلامت میکنند

ای آرزو   ای  آرزو    این  پرده را بردار از او

من کس نمیدانم جز او مستان سلامت میکنم

ای ابر خوش باران بیا ای مستی یاران بیا

ای شاه طراران بیا مستان سلامت میکنند

بهناز-KL

عکس:امامزاده یحیی تهران 

+ نوشته شده توسط بهناز در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 17:0 |