اگر کار مولوی حرفه ای بود ، از لحن کلامش پیدا بود.این حال و سوز و گداز او نشان میدهد از این مسائل کودکانه رد شده است از این که بگوید این را میدانم! آن را دریافته ام، فلان مطلب را بدست آورده ام!آری او از همه این مراحل رد شده است.
اما دلیل اینکه کارش را حرفه تلقی نکرده ، این است که جنبه شاعری اش خوب نبوده است. مثلاْ
پس بد مطلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد این را هم بدان
این بیت از جنبه شعری خیلی ضعیف است ولی شامل مطلب بسیار بالایی است.شعر حافظ را در زیر ملاحظه کنید.میتوان گفت یک معنای جالب ، ولی دارای هنر شعری بسیار عالی است:
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود این شاهد بازاری و آن پرده نشین باشد
جام می وخون دل هر یک به کسی دادند در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
خود مولوی میگوید:
قافیه اندیشم و دلدار من / گویدم مندیش جز دیدار من
ونیز میگوید : مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا
"دلم میخواهد قافیه را درست کنم، ولی محبوب من نمیگذارد تا مغز و توانم را صرف درست کردن و زیبایی کلام بکنم."
نظامی شاعر بزرگی است حافظ شاعر توانایی است ولی مولوی شاعر بزرگی نیست.وی مردی حکیم ،فقیه، اصولی ، متکلم و ادیب بوده ، او عالم و عارف بسیار بزرگی است.
بهناز-KL

________________________________________________________________________________
عوامل جذابیت سخنان مولوی از علامه محمد تقی جعفری
عکس از بهناز(باغ وحش آمستردام)




