مستقل مطرح شد ، اما به مدت چند صد سال از تمدنهای دیگر همسطح خویش
عقب مانده بود.چین در دوران سلسله های تانگ ،سونگ و مینگ ، جهان اسلام در
فاصله میان سده های هشتم و دوازدهم ، و بیزانس در قرون هشتم تا یازدهم، از
لحاظ ثروت ، وسعت قلمرو ، قدرت نظامی، و دستیافت های هنری،ادبی وعلمی، از
اروپا کاملاً پیش افتاده بودند.فرهنگ اروپایی بین قرنهای یازدهم و سیزدهم رشد خود
را آغاز کرد،چیزی که این رشد را تسهیل کرد "بکارگیری مشتاقانه و روشمند عناصر
مناسبی از تمدن های برتر یعنی اسلام و بیزانس،وتطابق این میراث با وضعیت و
منافع خاص غرب " بود.
.....
عواملی که باعث گسترش فوق العاده و منحصر بفرد سلطه غرب شد از این قرار
بود:ساختار اجتماعی و روابط طبقاتی موجود در غرب، رشد شهرها و گسترش تجارت
،پراکندگی نسبی قدرت در جوامع غربی و توزیع آن میان زمینداران، پادشاهان و
مقامات دینی و غیر دینی، شکل گیری حس آگاهی ملی در میان مردم غرب و ایجاد
نظام اداری کشوری.با این حال، مهمترین عامل توسعه غرب،رشد فن آوری بود
وازجمله اختراع وسایل مربوط به حمل و نقل دریایی برای دسترسی یافتن به
سرزمین های دور وبسط ظرفیتهای نظامی برای تصرف این سرزمین ها.پیروزی غرب
بر جهان ،ناشی از برتری اندیشه ها،ارزشها یا دین غرب نبود،بلکه معلول برتری غرب
در استفاده از خشونت سازمان یافته بود.این نکته ای است که غربی ها غالباً
فراموش میکنند،اما هرگز از خاطر غیر غربی ها نمیرود....
KLبهناز-
*********************************************************************


