تبليغاتX
پیغامی از آب
نمیدانم کبوتران بقیع چه حالی دارند

نمیدانم مسجدالنبی چقدر برای گوهری که در سینه دارد بانگ خواهد زد

نمیدانم صحن های پر باران چقدر سیاه پوش خواهند بود

ولی کاش کبوتری بودم کنار خاک بقیع بر مناره مسجدالنبی

و خداوندا کاش کبوتری بودم سپید سپید و سرشار از عشق بر آن گنبد طلا

مولای من میگویند اگر از دوردست ها هم سلام کنید شما میشنوید

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

بهناز-KL

********************************************************************************************

عکس از بهناز

+ نوشته شده توسط بهناز در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 6:40 |
سلام دوستان و همدلان عزیز 

از جمله نویسنده هایی که قلمشان را قابل احترام میدانم زوج ادیب سیمین دانشور و جلال آل احمد است.وقتی سوشون با این جمله در صفحه اول آغاز شد " تقدیم به دوست که جلال زندگیم بود و در سوگش به سوشون نشستم" ضمن احترام به سیمین  سوالی برایم مطرح شد که سوشون یعنی چه؟

هر سال طبق سنت اصیل ایرانی مراسمی به نام چهارشنبه سوری برگزار میکنیم ولی حقیقتاْ نمیدانم مبنا و پایه آن چیست؟ داستان بسیار زیبای سیاوش در شاهنامه که قلم توانای چکامه سرای ایران آن را سروده را کم و بیش همه میدانیم.ظاهراْ چهارشنبه سوری بر مبنای امتحان گذر از آتش جهت اثبات پاکدامنی سیاوش در شب چهارشنبه آخر سال میباشد .اوپس از گذر از آتش کاملا سالم به میان جمع بازگشت.

واما سوشون! در داستان سیاوش این دلاور ایرانی در صحنه کارزار در نبود رستم کشته میشود و به واسطه پاکی و جوانمردی او مراسم سوگواری خاصی برگزار میگردد به نام "سیاوشون" که در لهجه شیرین شیرازی گفته میشود "سوشون". عجب ازاین قند پارسی در گذشته و حال و انشاالله آینده.

بهناز-KL

 

+ نوشته شده توسط بهناز در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 8:16 |
سلام به همه آنهایی که دغدغه ایران را دارند و  ایران با ایمان را چون دماوندسرافراز میخواهند.

خبر فوت رسول ملاقلی پور خیلی چیزها را زنده کرد.

اینکه هنوز بعد از گذشت سالها از جنگ جهانی دوم طرفین برای اثبات حقانیتشان به ساخت فیلم این هنر هفتم میپردازند.سال گذشته فیلم "پیانو"را دیدم آنقدر تاثیرگذار بود که اگر کسی از جنگ جهانی دوم خبر نداشت کاملا بدون دانستن کل ماجرا حق را به نقش اول این داستان میداد.و وقتی فیلمی مثل متریکس یا ارباب حلقه ها را میبینیم بدون اینکه توجه کنیم کلیه اسامی و نامها دارای مفهوم وبار معنایی است که از طریق آن نویسنده میخواهد تفکری را به معرض نمایش بگذارد.واین برای تمامی کسانی که در این حیطه فعالیت میکنند امری است طبیعی. با ساختن یک فیلم میتوان کسی یا تفکری را تا اوج برد و شخص یا تفکر دیگری را به قهقرا کشاند.

البته منکر صنعت قوی سینما در غرب و تاثیر گذاری آن نمیتوان شد.ولی برخی فیلمها برای ما ساخته میشود برای فرهنگ ما وهویت ما ونیازی به صنعت آنچنانی ندارد.

وقتی برای اولین بار حاتمی کیا سنت شکنی کرد و به زیبایی نقد کرد و تحسین کرد.من تازه فهمیدم میتوان با سینمای ایران فیلمی برای ایرانی ساخت.

وقتی کمال تبریزی سرشار" لیلی با من" است را ساخت.دلم میخواست بگویم زیباتر از این هم میتوان این عشق را به تصویر کشید!

وقتی شهید آوینی در روایت فتح بدون صنعتی خاص با دوربینی بر دوش آن فضا را به تصویر کشید فهمیدم "روشندلان را با شهر کوران چکار"

و رسول ملاقلی پور نیز در همین عرصه.روحش شاد و یادش گرامی.

*********************************************************************

عکس از بهناز:مجسمه معروف میکل آنژ .میکل آنژ خود را در قالب مرد پیر به تصویر کشیده که عیسی (ع) را از صلیب پایین میاورد.نوعی استفاده از هنر برای بیان عقیده.

+ نوشته شده توسط بهناز در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 17:21 |

سلام دوستان خوب و همدل

از طبقه نوزدهم یک برج با شما حرف میزنم از یکی از شهرهایی که چندی پیش بعنوان پایتخت دوره ای کشورهای اسلامی معرفی شد.و در حالی که نمیدانم این باران با این شدت  قرار است تبدیل به "سونامی"شود یا نه!

اینجا اقوام متفاوتی زندگی میکنند.چینی  هندی  و مالایی .وقتی توی خیابان راه میروی خانمها را با ساری و با لباس قرمز چینیان و با با لباس محلی مالی   حتی با شلوار کوتاه ولباسهای  به سبک اروپایی میبینی.و غربیان و شرقیانی که به قصد سیاحت به اینجا میایند.

آنچه جالب است شعار ملی آنهاست که "همه مانند یک خانواده در کنار هم خواهیم بود"

اینجا ۵ بار صدای اذان را میشنوی ولی بدون قسمت دلنشین "اشهد ان علی ولی الله" و هر جمعه تقریباً همه مسلمانان به نماز جمعه میروند.ومسجدهای بسیار زیبای آنها هر لحظه انسان را دعوت به نماز میکند.

آنچه بیش از همه در اینجا میتوان یافت بانک و بازار بورس است و همین باعث گرایش جوانان به رشته حسابداری بیش از سایر رشته هاست.

در اینجا تفریح و عللاقمندی مردم "رفتن به رستوران و صحبت و تصمیم گیری در خصوص غذاست" به طوری که اجتماعی جهت اعتراض به افزایش قیمت بنزین با توضیع غذا بین مردم به خوبی و خوشی پایان یافت!

تسهیلات فراوانی جهت مردم خودشان در اختیار آنهاست حتی گاهی فقط تبلیغات این تسهیلات به زبان مالایی است که خارجی ها متوجه آن نشوند.

در اینجا معمولاْ مردم زود ازدواج میکنند حدود ۱۹ سالگی برای خانم و آقا.و تقریباْ جند سال اول بعد از ازدواج یک نوزاد متولد میشود! حداقل چهار بچه برای خانواده ها کاملاْ طبیعی محسوب میشود.

اینجا روز عید هندیها چینیها و مسلمانان و اول ژانویه تعطیل است! در اینجا شمار در کنار مساجد میتوانید معبد های هندی و چینی را هم ببینید.

 اکثر مردم زبان انگلیسی روان صحبت میکنند حتی راننده های تاکسی.دوستان دیگر من برای بحث و تبادل نظر سیاسی و اجتماعی در ایران و اینجا!

 آمریکایی ها میونه خوبی با مردم مالزی دارند ولی مردمشون به مردم ایران آفرین میگن و میگن کاش ما هم میشد جلوی آمریکا بایستیم.ومعتقدند دولت اخبار را سانسور شده به اطلاعشون میرسونه.

بهناز-KL

******************************************************************عکس از بهناز

+ نوشته شده توسط بهناز در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 17:23 |

سلام دوستان عزیز هوای بسیار گرم اینجا هیچ سنخیتی با شب عید نداره! ولی میدونم ایران راستی راستی شب عیده.الان یا در حال خونه تکونی هستید یا خرید!!!وخیابان ها و قیمت ها هم که....!!!به هر حال شاد باشید. 

*************************************************************************************************************************************************************************************************************

 نمیدونم تاریخچه روانشناسی موفقیت تو ایران یادتون هست؟فکر میکنم تقریباً هماهنگ با دنیای غرب البته بیشتر آمریکا در ایران با "بسوی کامیابی " آنتونی رابینزی شروع شد که با درمان چاقی خود و موفقیت روزافزون رویای رییس جمهور آمریکا شدن را درسر میپروراند و تا این آخریها که من ایران بودم "قورباغه را قورت بده".

البته تکنیک های زندگی و روانشناسی به خودی خود یک علم است با تمام خصوصیات یک علم. از " هنر عشق ورزیدن" اریک فروم گرفته تا کتاب جالب و تامل بر انگیز "بازیها" و امروزه کتابهایی از کاترین پاندر ، ...

پیرو موفقیت چشم گیر "بسوی کامیابی" انواع و اقسام کلاسهای موفقیت و مجلات مربوطه تا کلاسهای تاثیر گذاری و  NLP در ایران پایه گذاری شد.جنبشی برای ما جوانهای جستجو گر و امروزه کلاسهای ودوره های دیگری که تکنیک های خاصی را جهت برخورد و مواجهه با زندگی ، مشکلات و بازسازی شخصیت یاد میدهد.برخی معتقدند با نیم نگاهی به فیلم "بازی" میتوان به تحلیل کارکرد آنها پرداخت.

ولی با نگاهی به نتایج وعملکرد این فضاها چند سوال پیش میاید:

چرا بعضی (حتی روانشناسان) معتقدند این نوع روانشناسی یک روانشناسی تجاری است؟ 

چرا علیرغم پیروی افراد از این راهکارها نتیجه مطلوب گرفته نمیشود؟ 

چرا برای برخی افراد فقط چون داروی آرامبخش مقطعی است که در صورت مواجهه با مشکل جدی در زندگی پاسخگو نخواهد بود؟ 

KLبهناز-

+ نوشته شده توسط بهناز در پنجشنبه دهم اسفند 1385 و ساعت 8:20 |

 پیغام-1

 

اولین ماه رمضانی بود که ایران نبودم .تا اونموقع حس نکرده بودم چقدر" ربنّا" موقع افطار معنا داره.

 

" ربنّا لا تزغ قلوبنا بعداذهدیتنا "

 

میدونستم بازهم ممکنه از وطنم دور بشم.خدایا یعنی میشه دوباره با دوستام بشینیم باهم بحث کنیم .یکی از قوانین متا فیزیک بگه،دیگری از پائولو کوئیلو، یکی بگه پای استدلالیان چوبین بود ، یکی دیگه بگه اگر یکبار دیگه بگی عربی از همه زبانهای دنیا کاملتره...وکسی از طرف دیگه به بالا رفتن آگاهی اعتقاد داشته باشه وبگه من با روش شما یگانه نیستم و صدایی از طرف دیگه بیاد یا امام هادی هدایتمون کن  و کس دیگری بگه رفیق چقدر دلم میخواد حرف بزنم....و در یک روز کل مشکلات ایران و تاریخ بشریت را حل کنیم و هر روزهم  بخوایم کسی به جمعمون اضافه بشه.

یکهو دلم برای اونروزا تنگ شد. شعار هممون این بود :دست از طلب ندارم تا کام من برآید.

مرد باید کز طلـــــــــب وزانتظــار            هر زمان صد جان کند در ره نثار

نی زمانی از طلب ساکن شود            نی دمی آسودنش ممکن شود

گر فرو استد زمانی از طلـــــــب            مرتـــدی باشد در این ره بی ادب  (1)

 

دیگه فکر کنم افطار شده بود آخه من ساعت دقیق افطار رو نمیدونستم فقط موقع غروب ناقوس کلیسا را میزدند!

خدایا راهی هست که بتونیم بازهم با هم باشیم و هر روز هم دوستان جدیدی پیدا کنیم.

آدرس وبلاگ آیینه رو داشتم فکر میکردم محتوای وبلاگ فقط باید شعر باشه!منکه شاعر نیستم !

بر حسب اتفاق گذرم به وبلاگی افتاد،  فکر کردم بلاگرش در جلسات ما بوده! پس میشه اینجوری هم وبلاگ نوشت!!! به این روش هر جای دنیا که باشیم با هم هستیم.

 

پروردگارا

"ترحم من تشاء،بما تشاء، کیف تشاء"(2)

 

پس عدم گردم عدم چون ارغنون              گویـــــدم کانــــّا الیـــــه راجعون(3)

 

خدا را شکر .بسم ا...

همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس            که درازست ره مقصد و من نوسفرم

 بقیه ماجرا را هم که میدونید .

 

حالا اون دسته دوستان تعدادشون زیادتر شده حالا هممون با هم میخوایم، آبی برای این عطش پیدا کنیم.

سایــــه حق بر سر بنــــــده بــود            عاقبــت جوینــــده یابنــــده بـــود

گفت پیغمبــر که چون کوبی دری           عاقبــت زآن در بــرون آیــــد سری

چون نشینی بر سر کوی کســی           عاقبــت بینی توهم روی کســی

چون زچاهی میکنی هر روز خاک           عاقبــت انـــدر رســی در آب پاک

جمله داننـــد این اگـــر تو نگــروی           هر چه می کاریش  روزی بدروی(3)

 

فقط یک لحظه صبر کنید! میشنوید یکی داره میگه:

"الهی عظم البلاء و برح الخفا وانکشف الغطاء...."

 

خدایا صدای کیه ؟صدای کدام یکی از این دوستانه که گرفتاره.میدونید چند وقته از نجوا خبری نیست دخترش حالش خوبه؟،دوست حافظ کجاست، خدایا شب عیده نکنه مامان سید محمد دوباره مشکل داره، همین چند روز پیش بود یکی ذکر خالق و قادر رو طلب میکرد و یکی میخواست راه زندگیشو انتخاب کنه و خدایا آرامش وسربلندی مردم و کشورمون و ....

 

بجان دوست که غم بر شما ندرد       گر اعتـــماد بر الطــــــاف کارساز کنید(4)

 

گفتنش برای ما آسونه ،جای اونها نیستیم ولی میتونیم که حداقل دعا کنیم .

 

دلا بسوز که سوز تو کارها بکنـد       نیـاز نیمه شبی دفع صد بـــــــلا بکند(4)

 

نکنه یادمون بره هممون به دعا احتیاج داریم.

"و فرشتگانی که همراه قطره های نزول باران پایین می آیند"(5).از پنجره نگاه کنید، شاید داره بارون میاد، میگن دعا زیر بارون مستجاب میشه.

 

"امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو ء "

 

میدونم دوستان خوبی میان اینجا و بدون اینکه صدای پاهاشون رو بشنویم میرن.ولی اینبار خیلی ها به کلامتون برای رسیدن  "به آنچه فرجامش از همه نیکتر است"(5) نیاز دارن.

 

کسی هست که تو این حلقه زنده به عشق نباشه؟(6)

با چه دعا و کلامی از درگاه یار کمک بخوایم؟

 

KLبهناز-

*********************************************************************

(1)عطار

(2)تو مرحمت میکنی به هر که بخواهی وبه هر وسیله که بخواهی و هر گونه که بخواهی (دعای ابو حمزه ثمالی)

(3)مولوی

(4)حافظ

(5)صحیفه سجادیه

(6)اشاره به " هرکس که در این حلقه نیست زنده به عشق      بر او نمرده به فتـوای من نمـــــاز کنید " از حافظ

 

+ نوشته شده توسط بهناز در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 8:18 |