تبليغاتX
پیغامی از آب

طلب می – 2

تاريخ فلسفه با تاريخ فكر بشر توام است لهذا نمى‏توان يك قرن و زمان معين و يا يك منطقه و مكان معين را بعنوان مبدا و منشا اصلى پيدايش فلسفه در روى زمين معرفى كرد

 بشر بحكم خواهش فطرى خويش هر وقت و در هر جا كه مجال و فرصتى براى تفكر پيدا كرده است از اظهار نظر در باره نظام كلى عالم خوددارى نكرده است و تا آنجا كه تاريخ ميتواند نشان بدهد در بسيارى از نقاط جهان مانند مصر و ايران و هند و چين و يونان فلاسفه و متفكرين بزرگ ظهور كرده‏اند و مكاتب فلسفى مهمى بوجود آورده‏اند و از دوره‏هايى كه فاصله تاريخى زيادى با ما ندارد و دست تطاول ايام نتوانسته است تمام آثار آن دوره‏ها را محو كند.

 از آثار دوره‏هاى بالنسبه قديم از همه بيشتر و بهتر آثار نهضت عظيم علمى و فلسفى يونان كه تقريبا از دو هزار و ششصد سال قبل آغاز مى‏شود باقى مانده است زيرا از آن وقت تا كنون فترتى كه موجب محو و نابودى كلى آن آثار بشود حاصل نشده است..

 آن نهضت فكرى كه در كرانه‏هاى آسياى صغير و يونان پديد آمده در اسكندريه تعقيب شد و هنگامى كه حوزه اسكندريه و آتن رو به نابودى و اضمحلال كلى مى‏رفت و ژوستى نين امپراطور روم شرقى در سال 529 ميلادى دستور تعطيل دانشگاهها و بستن درهاى مدارس آتن و اسكندريه را داد و دانشمندان از بيم متوارى شدند و حوزه‏هاى تدريس و تعليم بهم خورد در يك قطعه ديگر جهان نهضت ديگرى با طلوع نير اسلام آغاز شد و مقدمات مدنيت جديد و عميق ديگرى فراهم آمد.

 در اثر تشويق و تجليلى كه از طرف پيشواى عظيم الشان اسلام و اولياء بزرگواران دين از مقام دانش و دانشجوئى شد شعله طلب علم دو مرتبه در دلها روشن گشت تا آنكه تمدن وسيع و عظيم اسلامى بوجود آمد رشته‏هاى مختلف علوم تدوين و تنظيم شد كتابها از زبانهاى مختلف و بيش از همه كتب يونانى ترجمه شد مدارس و دانشگاهها از نو تاسيس گشت كتابخانه‏ها پديد آمد شهرهاى بزرگ كشور پهناور اسلامى مهد علوم و محل آمد و شد محصلين گشت از اروپاى فعلى و ساير نقاط جهان محصلين به كشورهاى اسلامى اعزام شد تا آنكه بالاخره پس از گذشتن چند قرن تحول جديد اروپا پديد آمد و در عالم علم و دانش رخ‏داد آنچه رخ داد.

....

از زمان ارسطو كه بر خلاف نظريات استادش افلاطون قيام كرد پيوسته دو مكتب و دو مشرب فلسفى بموازات يكديگر سير مى‏كرد كه افلاطون و ارسطو هر يك نماينده يكى از اين دو مشرب فلسفى بودند و در هر يك از دوره‏ها هر يك از اين دو مشرب فلسفى پيروانى داشتند و در ميان مسلمين نيز اين دو مشرب بنام مشرب اشراق و مشرب مشاء معروف بود و دو هزار سال مشاجرات فلسفى بين اين دو دسته چه در يونان و چه در اسكندريه و چه در ميان مسلمين و چه در اروپاى قرون وسطى ادامه داشت.

 

افلاطون جه میگفت ؟

ارسطو چه بنیادی را علیه استاد خود پایه گذاری کرد؟

********************************************************************

 دوستان عزیز

این پست جهت آشنایی با فلسفه گذارده شده و با توجه به مباحث اخیر به نظرم آمد که بهتر است با کمک دوستان آشنا به فن بطور مقدماتی با یکسری زمینه ها آشنا شویم،تا بهتر بتوانیم در این زمینه بحث کنیم و انشاالله به نتیجه برسیم.البته صحبت از بزرگان آن هم فلسفه چیزی نیست که بتوان در چند کلمه در مورد آن نتیجه گیری کرد.ضمناً موضوع نگرش به چگونگی تحریف ناخواسته درقسمت نظرات قابل پیگیری است.

منبع: اصول فلسفه علامه طباطبایی

+ نوشته شده توسط بهناز در دوشنبه سی ام بهمن 1385 و ساعت 11:23 |

سلام دوستان و همدلان عزیز

وقت شما بخیر

مدتهاست تصمیم دارم سرو سامانی به وبلاگ بدهم .واقعاً ازتون ممنونم که منو با اینهمه ناموزون نوشتن تحمل میکنید!

از این به بعد در وبلاگ دو بخش خواهیم داشت.دست نوشته هایی تحت عنوان پیغام مربوط به مناسبتها و موارد خاص موضوعی و یا تعریف خاطره! و....و مطالب گروه دوم با عنوان طلب می که مرتبط به مباحث مطالعاتی اعم از اجتماعی ، فلسفی، عرفانی ،...خواهد بود.که مثل همیشه در هر دو دسته همدلی و یاری شما را مشتاقانه چشم انتظارم.

 

درانتخاب موضوعات و نحوه پیگیری چون همیشه با حرکت جمعی پیش خواهیم رفت، البته با عرض پوزش

گاهی اوقات بهناز هم دست به ابتکار خواهد زد توجه بفرمایید فقط گاهی اوقات !!!اینجا دیکتاتوری اصلاً معنا ندارد! والبته امیدواریم که در انتخاب موضوع چندان بد سلیقه عمل نکند!

از طرفی دوستان لطف میفرمایند و در قسمت نظرات بحثهایی را مطرح میکنند که در آنهم انشاء الله  سر جای خودش هست .

و البته صندوق نظرات و پیشنهادات هم همین پایین نصب شده !

طلب می–1

   

"عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم / دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم "

 

همیشه سوال میکنیم و سرگردان همه کس و همه چیز را دستاویز قرار میدهیم درست همانند کسی که "خوشبختی را مثل کلاهی روی سرش جستجو میکنه"!

 

" سرّ من از ناله من دور نیست / لیک چشم و گوش را آن نور نیست "

 

مولا امیر المومنین چقدر زیبا  درس سیر این راه را بیان میکنند:

 

- تعجب میکنم از کسی که همیشه گمشده های خود را جویاست در حالی که خود را گم کرده و هیچ در طلبش نیست.

 

- عارف کسی است که اولا خود را بشناسد و بداند چه بوده ؟و چه شده؟ و چه میتواند باشد؟ و سپس خود را از آنچه اورا از خدا دور میکند و حاجب بین او و حضرت حق است آزاد نموده و تجرید و تجزیه کند.

 

چه بوده؟

چه شده؟

 وچه میتواند باشد؟

 

"  جانهای مرده اندر گور تن / برجهد ز آوازشان اندر کفن

گوید این آوا ز آواها جداست / زنده کردن کار آواز خداست "

 

یا غایة آمال عارفین اهدنا الصراط المستقیم

 

" ای دوست قبولم کن و جانم بستان / مستم کنم  وزهردو جهانم بستان"

 

 KL بهناز

+ نوشته شده توسط بهناز در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 11:52 |

تقدیم به دوست دیر آشنای حافظ به امید پایان خیر در پناه خدا.

 نه چتری برای باران،

نه چشم اندازی به ماورای محبت،

نه پاسخی به ایثار ،

ونه رمقی برای برخاستن.

 

"حافظ چه نالی گر وصل خواهی

خون بایدت خون در گاه و بیگاه"

 

با تو لمس کردم

"یا من اسمه دواء،

و ذکره شفاء،

و طاعته غنا."

 

پس بیا و جلوه گاه ایمانت را

"رضنی من العیش بما قسمت لی"

قرار ده.

وبگو که میدانی

"در عفو لذتی است که در انتقام نیست"

 KLبهناز-

+ نوشته شده توسط بهناز در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 8:33 |
 هو الهادی

قبل از آمدن به اینجا تصمیم داشتم در مورد مردم رُم و زندگیشون برای شما تعریف کنم.

هر چند که صحبت در مورد فرهنگ و آداب و رسوم یک ملت در غالب کلمات چندان راحت نیست و منهم چون یک جامعه شناس نمیتوانم تحلیل کنم.فقط مواردی که به نظر خودم جالب و قابل تامل بود مینویسم.

در رُم:


- روزهای یکشنبه افراد مسن به کلیسا میرفتند.

- جوانهای ایتالیا از مذهب کاتولیک فراری بودند و عموماً در مورد مذهبشان چیزی نمیدانستند.

- اکثر جوانهای همکار من اهل خود رُِم نبودند و برای اسکان در شهر دچار مشکل بودند بطوریکه چهار جوان حدود سی ساله در آپارتمان چهل متری زندگی میکردند، به دلیل اجاره خانه بالا!

- همین جوانها غالباً آخر هفته برای دیدن خانواده و والدین خود به شهرهای خود باز میگشتند.

- آرزوی افراد با سابقه کار بالاتر ( در ایتالیا جوانها خیلی دیر وارد بازار کار میشوند) آرزو داشتند زمانی بتوانند در مرکز شهر خانه بخرند و برای جوانترها خرید خانه فعلا امری محال و دست نیافتنی بود و چندان به آن فکر نمیکردند.

- سطح اطلاعات سیاسی و اجتماعی و بطور کلی اطلاعات عمومی آنها خیلی پایین بود.عموماً خود را درگیر بحثهای سیاسی ،رفاه اجتماعی و غیره نمیکردند.

- عدم برخورداری از امنیت شغلی تا زمان استخدام رسمی ، بعلاوه یافتن کار برای آنها مشکل بود.

- بیشتر علاقمند به تحصیل در رشته های هنری بودند تا فنی بنابراین کمبود نیروی فنی و مهندسی معضلی محسوب میشد.

- به گذشته تاریخی خود افتخار میکردند و البته نیم نگاهی هم به امپراطوری ایران داشتند.

- با وجود فراوانی توریست آمریکایی در رُم چندان علاقمند به آمریکایی ها نبودند.از این موضوع شکایت داشتند که آمریکاییها به آنها مردان "ماکارونی" میگویند.البته منهم با آمریکاییها موافقم!

- از نظر وسایل نقلیه عمومی و تکنولوژی کشور خوبی بود.

- به این که مبدع پیتزا در کل جهان هستند می بالیدند.

- چندان بهداشت فردی و اجتماعی رعایت نمیشد.قبلا در مورد حضور جنابان سگ و گربه خدمتتون گفته بودم!

- شهر رُم شهر پر ترافیکی است.

- نسبت به سایر مردم اروپا به برقراری ارتباط مشتاق تر و خونگرم تر هستند.

- سه چیز درایتالیا فراوان بود " اسپاگتی ، بستنی، سیگار !" و البته پیتزا !

- تجمل در زندگی آنها نقشی نداشت، وسایل زندگی و مهمانی های ساده ای داشتند.

- من هیچوقت صدای بلند ضبط ماشین را در آنجا نشنیدم.

- صبح ها عموماً خیلی دیر حدود نه صبح به بعد سر کار حاضر می شدند و البته استثنا هم بود.



KLبهناز


راستی مردم کوالالامپور به دلیل اسم طولانی شهرشان به آن KLمیگویند.

انشاالله هروقت فهمیدم اینجا چه خبره در اینمورد هم صحبت میکنیم.



+ نوشته شده توسط بهناز در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 و ساعت 6:17 |

 

سلام بر شما دوستان و همدلان عزیز

 

از لطف و دعای خیرتان از صمیم قلب سپاسگزارم.در حال حاضر دسترسی من به اینترنت محدود است.و با توجه به اینکه در کشور جدیدی هستم درگیر تثبیت شرایط ، تا خواست دوست چه باشد.

ازدوستانی که در این مدت امکان مطالعه و استفاده ازمطالبشان را نداشته ام عذرخواهی می کنم و از اینکه نتوانستم بازدید را طبق سنتهای زیبای ایرانی پس بدهم مرا ببخشید!

 

انشاالله در آینده جبران می کنم.همراهیتان را از من دریغ مکنید.

 

****************************************************************************

 

تا حالا فکر کردید :

 

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

 

یعنی چه؟

 

آیا این جمله به معنای ابتلای دایمی و آزموده شدن هر لحظه ما نیست؟

 

و آیا این بدان معنی نیست که" سراسر هستی آیینه تجلی اوست "

 

......

 

واما عزاداری ما ، چه قشنگ میگوید مرحوم آقاسی :

 

" هق هق ما حق حق است  "

 

ماییم و نوای بینوایی ....

 

وبقول دوستی از زبان حافظ من و تو نه محرم این رازیم.

 

و زیباترین گلهای زمینی و آسمانی که پرپر شدند به خون بهای آزادگی و هیهات من الذلة.

 

التماس دعا

بهناز-کوالالامپور

+ نوشته شده توسط بهناز در سه شنبه دهم بهمن 1385 و ساعت 3:37 |
 

ای نگار یمنی گر در یمنی چو با منی پیش منی

 

    در پناه خدا

بهناز-کوالالامپور

+ نوشته شده توسط بهناز در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 12:1 |