تبليغاتX
پیغامی از آب

 

در لغت بمعنی امر آشکار و حجت ومبرهن و روشن است. و در منطق، برهان ، به آن دلیلی میگویند که

 

ازبدیهیات و عقلانیات ساخته شده باشد. مثال بدیهیات اینست که یک چیز نمیتواند هم خودش باشد و هم

 

غیرخودش. مثلا 

 

" اجتماع نقیضین محال است ".

 

و آنچه در مقابل برهان ، در منطق آورده میشود کلام ،یا خطابه است ، یا جدل ویا شعرو یا سفسطه .

 

خطابه ، صحبتی از مطالبی است که برای مخاطبین قابل پذیرش باشد و آ نها را تحت تأثیر قرار دهد.

 

جدل، صحبت کردن با مخالف است با توجه به آن چیزهایی که خود مخالف ، به آن معتقد است.

 

ماده شعر نوعاً خیال است، و خیال نه آن چیز است که بی معناست و واقعیت ندارد، بلکه در شعر،مطلب

 

خشکی در قالب تشبیه و استعاره و مطالب هنری ، با لطافت بیان می گردد که خواهی نخواهی خیالپردازی

 

وقدرت تصور زیاد لازم دارد.

 

سفسطه ، نقطه مقابل برهان است ، یعنی اینکه از موضوعی غلط و یا با روش اشتباهی نتیجه گیری

 

شود.یعنی آسمان و ریسمان را بهم بافتن. مثل اینکه گفته میشود : ماست و دروازه هردو را می بندند پس

 

ماست همان دروازه است !

 

...

 

به برهان منطقی میگویند : استدلال ، مثلاًًً هرموجود وابسته ،احتیاج به موجودی دارد که روی پای

 

خودش ایستاده و اورا کنترل نماید، پس جهان برای ایستادگی ، نیاز به خالق دارد.

 

حالا اینکه گفته میشود خداوند برهان است به چه معناست؟ در پاسخ باید گفت : چون خداوند، با خلق

 

موجودات ، وجود خود را آشکاروروشن نموده و از طرفی ما از وجود او با دیده بصیرت، به خود او میتوانیم

 

استدلال کنیم :

 

آفتاب آمد دلیل آفتاب .

 

وجود خداوند ، برهان است مثل آفتاب؛ ولی اول با ید ما بسوی آفتاب روکنیم . نه پشت به آفتاب باشیم. چرا

 

ما وجود داریم؟ چون خدا وجود دارد ، پس استدلال می کنیم چون ما هستیم خدا هم هست. ولی در واقع چون

 

خدا هست ما هم هستیم . پس خداوند برهان است به دلیل وجود ما و خصوصیات صفات خداوندی که در ما

 

هست .

 

اگر از وجود خود به خدا پی ببریم ممکن است ایجاد شک شود ولی اگر بگوییم چون خدا هست ما هم

 

هستیم مطلب روشن تر میشود ؛ کف دریا واقعی تر است یا خود دریا ؟ مسلماً خود دریا .

 

حضرت علی (ع) میفرماید :

 

" من چیزی نمی بینم ، جز آنکه قبل از آن خدا را دیده ام. "

                  بهناز - رم

****************************************************************************************************************

برگرفته از کتاب اسماءالحسنی(شرح دعای جوشن کبیر) نوشته مهدی افتخار

+ نوشته شده توسط بهناز در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 و ساعت 10:29 |

 چقدراین رسم ورسوم ایرونی رودوست دارم.چقدر خوشحالم که اهل مملکتی هستم که مردمش برای دور هم جمع شدن همیشه بهونه دارن.خدا رحمت کنه رفتگان شما رو مادربزرگ عزیزی داشتم که میگفت شب یلدا تا صبح باید چهل تا خوراکی بخوری. یادمه از سر شب شروع میکردیم به شمردن! دیگه امروز نیست, داره از آسمونا نگام میکنه, دلم براش خیلی تنگ شده.

 

دلم نمیخواد رسم و رسوم ایرونی از بین بره.هنوزم دوست دارم دورهم باشیم جوان, پیر,بچه,.... ما اروپایی نیستیم , آمریکایی هم نیستیم ,ما ایرونی هستیم.ما جوونهای ایرونی از بودن با بزرگترهامون حوصلمون سر نمیره,میدونیم اونها دنیای تجربه ن, میدونیم یه روزی ما میشیم مثل اونا.میدونیم روزی که حتی نمیتونستیم بگیم آب بهمون یاد دادن "یا علی" بگو و از جات بلند شو.

 

ایران ما به هممون احتیاج داره.مشکل داره ,میدونم,اونی که میخوایم نیست, میدونم !

 

ولی

 

" دست من و تو باید این پرده هارو پاره کنه      کی میتونه جزمن و تودرد ما رو چاره کنه "

 

بیاین هر جای دنیا که هستیم ازخدا بخواهیم کمکمون کنه که ایرانمون رو بسازیم.

 

                                                                                               هستید؟

                                                                                                            بسم ا...

 

بهناز- رم

+ نوشته شده توسط بهناز در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 و ساعت 10:21 |

 

ضمن تاکید به حفظ حرمت تمامی عقاید و توجه به تذکر دوستمان مبنی بر آگاهی به مطلب بدون ادعا, به بیان عقیده شخصی خود در خصوص مقوله حجاب در حد دانش اندک و برداشت قلبی خود می پردازم .

 

عمیقاً به این موضوع  اعتقاد دارم که هر کس آزاد است عقیده خود را بگوید و به آن عمل کند.از طرفی بسیار دوست دارم جزو کسانی باشم که آزاد اندیش هستند . و این موضوع را یاد آور شوم که در این بحث ما نتیجه گیری نخواهیم کرد همگی ما نظرات خود را خواهیم گفت و در نهایت

 

نغمه ای آمد شما را دید و رفت                                        هرکه را می خواست جان بخشید و رفت

                                                        

به امید خدا ,همه ما برداشت خود را در عین آزادگی خواهیم داشت.

 

در بحث دوستان به آیاتی از سوره نور اشاره شد که عیناً خود آیات به اضافه آیه ای از سوره احزاب در مقوله حجاب آ ورده شده است. و مطلب بسیار مهم اینکه بررسی آیات قرآنی به تسلط کافی به زبان عربی نیاز دارد که این مهم از عهده من خارج است.پس صرفاً به آوردن آیات بسنده میکنم و دیدگاه شخصی خود را به عنوان یک زن مسلمان از حجاب بیان میکنم.

 

 

قل للمومنین یغوضوا من ابصارهم ویحفظوا فروجهم ذالک ازکی لهم ان الله خبیر بما

 

یصنعون*وقل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن ولا یبدین زینتهن

 

 الا ما ظهر منها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لا یبدین زینتهن الا .....

 

آیه 30 و31 سوره نور

 

یا ایها النبی قل لازواجک وبناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیهن ذالک

 

ادنی ان یعرفن فلا یوذین علیهن من جلابیهن ذالک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله

 

 غفورا رحیما *

 

آیه 59 سوره احزاب

 

1- اولین دستور حجاب درآیه 30 سوره نور مربوط به آقایان است نه خانمها که مبتنی است بر حفظ دیده و پوشش برای آنها.

 

2- در آیه سوره احزاب اشاره شده که زنان برای اینکه از جسارت و تعرض در پناه باشند از حجاب استفاده کنند.

 

3- از آقایان بپرسید به کدام زن بیشتر احترام می گذارند؟ این سوال را ازهمه ا قشار بپرسید, مذهبی/غیر مذهبی/لاییک و فراموش نکنید این بدان معنا نیست که حجاب کنیم تا مورد تایید مردان قرار گیریم.بلکه بعنوان یک بینش غالب به آن نگاه کنید.

 

4- حتی در مسیحیت مادران مقدس وزنان مسیحی که برای دعا به کلیسا میروند ,حجاب بر سر میکنند.آیا این به  این معنا نیست که آنها می خواهند اینگونه با خدا ملاقات کنند؟

 

5- اگر ما عاشق باشیم با تمام وجود سعی در جلب رضایت معشوق میکنیم .آیا نه اینست که همگی ما با هر بینشی عاشق وحدانیتی هستیم که قلباً احساسش می کنیم . پس فقط به خاطراو.

 

6- حتی اگر زنان پوشش مناسب داشته باشند ولی بدون روسری, باز هم مورد توجه مردان هستند.این را همه خوب میدانیم. پس آنطور که باید محفوظ نیستیم.

 

7- در هر دوره و در هر جامعه ای به نوعی حجاب ارزش محسوب میشده است.مثلاً درجامعه  پیوریتن ها در آمریکا (تا حدود سالهای 1950 ) مساله بدون کلاه ظاهر شدن خانمها در انظارعمومی غیر قابل قبول بوده است!

 

8- واقعاً ترجیح ما چیست مورد توجه و احترام قرار بگیریم به واسطه خودمان شخصیتمان و منشمان یا مرکز توجه باشیم به جهت لباس ,آرایش مو ,….

 

9- واقعاً با چه پوششی راحتتر در جامعه فعالیت میکنیم که کمتر در معرض توجه کاذب قرار گیریم.مسلماً بهترین انتخاب ما همان خواهد بود.

 

10- بارها در عرصه بهداشت با نظریه های پزشکی متناقض مواجه بودیم ! اگر واقعاً فردا روزی, علم پزشکی بگوید روسری سر کردن باعث حفظ مو از آ لودگی میشود ما روسری سر خواهیم کرد ؟

 

11- زن لطافت آفرینش است. همه ما سعی در حفظ و بالندگی این مخلوق ارزشمند داریم.

 

12- تبعیض و فمینیست, بحث سالها,  نهضتهای فمینیست برای ما زنان چه کردند ؟

 حقوق برابر با مردان ؟ کدام حقوق ؟ آیا حقوق واقعی ما زنان شناخته شده است ؟ آیا وارد شدن به دنیای مردانه ارزش محسوب میشود؟ هنوز هم زنان با تحصیلات و کارکرد  مشابه کمتر از مردان درآمد دارند!

 

13- افتخار ما اینست که زن هستیم و آنقدر ارزشمند که باید حفاظت شود.همیشه ارزشمندترین جواهرات دنیا بهترین سیستم امنیتی را دارند.

 

خداوندا مرا آن ده که آن به.

 

سپاسگزار از اینکه وقت گذاشتید و حرفهای مرا شنیدید.منتظر شنیدن دیدگاه شما همدلان عزیز هستم.

 

همی گفته ام و میگویم بارها بود کیش من مهر دلدارها

 

بهناز- رم

+ نوشته شده توسط بهناز در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385 و ساعت 9:59 |

  

در کشاکش کاریکاتور توهین آمیز دانمارکی ، بحث حجاب تو دانشگاههای فرانسه و تروریست که منشأ آن را مسلمانان متعصب میدانستند که به نام خدا کشتار انجام میدهند!!!

 

بعضی ها میگفتند : بهناز بیا از خیر روسری بگذر ، حالا روسری نداشته باش ,فقط لباس پوشیده بپوش.آنجا با روسری بیشتر جلب توجه میکنی یکوقت اذیتت میکنن؛از ما گفتن بود!

 

گروهی دیگه با نگاه معنی دار و لبخند معنی دارتر میگفتند , حالا ببینیم چند مرده حلاجی!؟

 

خدا خیر بده بقیه را که دعام کردن و گفتن نگران نباش,خدا پشت و پناهت.همه چیز رو بسپار دست خودش و برو.

 

روز اول , قرار بود به بقیه معرفی بشم.از بدو ورودم متوجه شده بودم که حقیقتاً در رم تعداد مسلمانان خیلی کمه.

 

خدایا خودت کمکم کن! از طرف دیگه میدونستم دست دادن جز فرهنگشون و اگر کسی با هاشون دست نده بهشون بر می خوره. باید یک کاری بکنم که نه بعنوان یک مسلمان بی ادب به نظر بیام و هم کاملاً این موضوع را بفهمند که با یک زن مسلمان نمیشه دست داد. تصمیم گرفتم از روش هندی ها و ژاپنی ها که جهت احترام دستاشون رو جلوی صورتشون به حالت دعا میگیرند استفاده کنم !

 

آقای اول یک کاتولیک مومن بود؛

 

*,Boun giorno

همان روش و توضیح که ببخشید بر اساس مذهبم من نمیتونم با شما دست بدم.چند لحظه مات و مبهوت نگاهم کرد از اتاق رفت بیرون چند دقیقه بعد برگشت.گفت شما به یک فرش احتیاج دارید, شما می خواهید اینجا نماز بخوانید!!!

 

قوت قلب گرفتم.

 

آقای دوم؛

 

,Boun giorno

همان روش و همان گفتا ر.درپاسخ با یک لبخند معنی داری,بله پیرزنهای ما هم در جنوب ایتالیا همینطور لباس می پوشیدن و روسری هم سرشون می کردند! شما نیاز به زمان دارید تا پیشرفت کنید و بفهمید که روسری را میشه گذاشت کنار و مدرن لباس پوشید!

 

آقای سوم؛

 

,Boun giorno

 همان روش و همان گفتا ر.با یک زهر خندی عصبانی شد و بهش برخورد .با عصبانیت گفت این فرهنگ ماست,هیچ منظوری پشتش نیست.هر چی سعی کردم توضیح بدم من به فرهنگ شما احترام می گذارم ولی...

 

فایده نداشت. از آن به بعد هم با هم سلام علیک نکردیم!

 

آقای چهارم؛

 

,Boun giorno

 همان روش و همان گفتا ر.با یک لبخند دلسوزانه و پدرانه.آخه زن زیباست,حیف که این زیبایی باحجاب پنهان بمونه! من حتی وقتی دوستان دخترم که هم سن وسال تو به خونه ما میآیند باهاشون روبوسی میکنم! می دونم که تو قرآن چیزی در مورد حجاب نیومده!!! حجاب بعد از انقلاب ایران باب شده! خودم اینو تو اینترنت خوندم!

...

 

جالب بود که بعد از این قضایا , همه برنامه های رسانه های گروهی رو در مورد اسلام و حجاب دنبال میکردند و بعضاً جهت بحث و اطلاع رسانی در مورد اسلام پیش من میآمدند!!!

 

 

 

                                                                                                                   بهناز رم

*******************************************************************************

 Boun giorno  به ایتالیایی یعنی صبح بخیر / روز بخیر 

 

+ نوشته شده توسط بهناز در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 13:0 |

 

السلام علیک یا غریب الغرباء                                   

 

صدای نقاره می آید,غریبان هرجا که هستند میدانند نگاهی به آن

 

گنبد نور و طلا به تمامی دنیا می ارزد.

 

خدایا چقدر سبک, چقدرآهنگین ,انگار بر بال فرشتگان گام

 

می نهی.

 

کبوتران سپید وسرشار با اتصال به آستان قدسی میگویند:

 

"میتوان بال واکرد و رفت از این برهوت   

 

                                       تا خدا تا همیشه تا ملکوت "  

 

خداوندا من ایمان دارم به حرمت امام رضا(ع) دست خالی برنخواهیم

 

 

 گشت و همآره به یاد خواهم داشت

 

 "لا یَشفَع عند الله الا باذنه".*

 

                                                                                  

*چه کسی در پیشگاهش به شفاعت بر می خیزد مگر با اجازه او.

 

 ***************************************************************************************

 

میلاد امام مهربانی و رأفت مولا علی بن موسی الرضا(ع) مبارک.

 

 

 

همیشه انتقادی که به ما شیعیان میشود اینست که میروید به خانه

 

بنده خدا و از او حاجت میخواهید.

 

به راستی جایگاه شفاعت چیست؟

 

فلسفه مکانهای مقدس را چگونه میتوان شناخت؟

 

شما وقتی به چنین مکانی میروید از که یاری می طلبید؟

                                                                                                      

                                                                                                                    بهناز- رم

+ نوشته شده توسط بهناز در جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 18:43 |

 

 

- حضور پاپ در ترکیه جهت گفتگوبین اسلام و مسیحیت جای صحبت دارد.آیا ترکیه توان

 

 این را دارد که تریبون خوبی برای اسلام باشد؟

 

2- پاپ در گفته جنجالی خود در آلمان مسیحیت را پیام آور صلح و اسلام را در مقابل با

 

 اشاره به امپراتوری بیزانس به نوعی نشانه خشونت!

 

3- همگی ما خوب میدانیم شرط اسلام آوردن احترام و قبول پیامبران پیشین است.پس ضمن

 

 احترام بیکران به حضرت مسیح(ع) میخواهم بگویم عیسی(ع) از سن 30 سالگی تا

 

33 سالگی پیامبر  قوم بنی اسراییل بودند  بدون تشکیل حکومت چون رسالت دیگری را به

 

 عهده داشتند.وقتی حکومتی نیست احکام قضایی هم نیست,وقتی رسالت جهانی نیست

 

گسترش جهانی هم وجود ندارد پس جنگی هم وجود ندارد,….

 

4-اغلب مسیحیان معتقدند عیسی(ع) ظهور خواهد کرد و با از دم تیغ گذراندن بانیان شر صلح

 

 و عدالت را برای جهان به ارمغان می آورند. آیا این کار یعنی خشونت ؟!پس عیسی (ع) نیز

 

 هرگاه فرمان پروردگار بر آن قراربگیرد دست به شمشیر خواهند برد!

 

5-در اینجا کاتولیک ها هیچ چیزی در مورد اسلام نمیدانند! تنها چیزی که از ما میدانند عدم

 

 قبول "پدر،پسر,روح القدس" است و بس.تنها تصاویری که در تلویزیون میتوان دید, مراسم

 

 قمه زنی است و مسلمانهایی که در محله های فقیر نشین به مکتب میروندو به اجبار قرآن یاد

 

 میگیرند!!!

 

 

6- کلیه تریبونها اینگونه القا میکنند که کلیه تعالیم اسلام در "جهاد" خلاصه میشود!

 

7-در اینجا مردم عکس پاپ را مقدس میشمارند و خود را بدان متبرک میکنند با گریه و اشک

 

 و آه یکشنبه ها به واتیکان میروند تا پاپ از پنجره طبقه بالا صحبت کند .من به تمامی

 

 مومنان دنیااحترام میگذارم به هر مذهب  ومسلکی که در آن یاد خدا شود  ولی چرا ارادت ما

 

 به فرزندان رسول خدا عقب ماندگی و فناتیکی محسوب میشود!!

 

8-فراموش نکنیم دوران طلایی اسلام را دوران بوعلی سیناها,ابوریحانها,... و اجازه بدهید

 

 بگویم بنگرید به قرون وسطی اروپا در همین زمان که با ارتباط با همان امپراطوری خشن

 

 بیزانس نفسی دوباره کشید!

 

ای کاش میتوانستیم اسلام را بشناسیم و به تمامی دنیا بگوییم خدا گواه خاتم الانبیا ست.بیایید تا

 

رستگار شوید.

 

                                                                                            بهناز- رم

+ نوشته شده توسط بهناز در چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 9:57 |

  

 

باهزاران طرح تصمیم به نوشتن این وبلاگ گرفتم.ولی دلم میگوید خود را بسپاروبرو.چرا که

 

 توکل زیباترین منظر بندگی است.

 

"دربه درمی گرد و می روکو به  کو              جست وجوکن  جست وجوکن جست و جو" 1

 

هرکس به اینجا میاید و هرکس مطلبی ازخود به جا میگذارد بدین معناست که دغدغه ای

 

 دارد.دغدغه داشتن و جستجوگربودن همیشه میتواند فردا را بسازد,من ایمان دارم.

 

" تا یارکه راخواهدومیلش به که باشد "

 

پس واقعیت اینست که انشاالله با یاری شما باهم پیش خواهیم رفت.

 

" من و تو یکی دهانیم

 

          که با همه آوازش

 

                به زیباتر سرودی خواناست" 2

 

در حاشیه بدلیل اینکه ممکن است وبلاگ کیفیت خوبی نداشته باشد, مرا ببخشید.چون درحال

 

 حاضر با مشکلات بسیاری در خصوص فونت فارسی و تهیه مطالب مواجه هستم.به

 

امیدآینده که هر روز پربارتروسرشارتربه گفتگوبنشینیم.مشتاق قلمهایتان و دیده به درتا بیایید.

 

اجازه بفرمایید ازهمگی دوستان به واسطه لطف بیکرانشان سپاسگزارباشم.

 

  " مراعهدی است با جانان که تاجان دربدن دارم  هواداران کویش را چوجان خویشتن دارم "3

 

 و بطور خاص تشکری برای" آیینه " شاعر گلهای نسرین برای یاری بیدریغش. و میخواهم

 

 بگویم " ای ابر ملامت بار":

 

 " به حلاوت بخورم زهرکه شاهد ساقی ست      به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست "4

چرا که

 

 " بهشت را به بها دهند, نه به بهانه " 

 

پس بیا وسیاهپوشی را برای همیشه فراموش کن.

 

                                                                                            بهناز- رم

 

1   مولوی

2    شاملو

3   حافظ

4   سعدی
+ نوشته شده توسط بهناز در سه شنبه هفتم آذر 1385 و ساعت 10:13 |

                                                   

 

 

                                  هوالحی و هوالقیوم 

                                                                                   

توبه هر حالی که باشی می طلب            آب    میجو دائما ً  ای خشک  لب

 

کان لب  خشکت  گواهی   میدهد            کاو به  آخر  بر سر   منبع   رود

 

خشکی  لب هست  پیغامی ا زآب             که به مات آرد یقین این اضطراب

 

                                                                                            دفترسوم مثنوی

بسم الله الرحمن الرحیم

                   

In the name of God, the Merciful, the Compassionate

 

الحمدالله رب العالمین

 

Praise belongs to God, the Lord of all Being,

 

الرحمن الرحیم

 

The All-Merciful, the All-Compassionate,

 

مالک یوم الدین

 

The Master of the Day of Doom,

 

ایاک نعبد و ایاک نستعین

 

Thee only we serve; to Thee alone we pray for succour.

 

اهدناالصراط المستقیم

 

Guide us in the straight path,

 

صراط الدین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم والضالین.

 

The path of those whom thou hast blessed, not of those against whom thou art wrathful, nor of those who are astray.             

                                                                               (Arberry’s Translation)

 

سلام

شایدغربت.شایددلتنگی و شاید...

 

عزیزی می گفت سوره حمد تا"ایاک نعبد و ایاک نستعین" مغازله ای عاشقانه است و پس

 

از آن خواهشی عاشقانه.هرچه هست,دریا .نه اقیانوس معناست.

 

عاشقانه آغازکردم,دعایتان را بدرقه راهم کنیدوکلامتان را راهنمایم.

 

"بارالها آنچه درطلب آنم به قدرت خودبرای من بخواه وبه عزت خودازآنچه بیم دارم پناهم ده."

                          صحیفه سجادیه                                                                                          

 

                                                                                       در پناه خدا

                                                                                 بهناز -یکم آذرماه 1385

                                                                                              رم

 

        

+ نوشته شده توسط بهناز در چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 11:10 |